أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)
63
مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)
همين برنامه بود كه وى مىخواست آن را تكميل كند ، و بدين جهت به محفل « ماسونى اسكاتلند » ملحق شد ، زيرا بسيارى از مردم بلند پايه به آن ملحق شده بودند ولى او مىخواست به وسيلهء اين محفل ، افكارش را به آنها برساند . قبلًا گروهى از مصرىها نيز وارد اين محفل شده بودند ، و شايد آزادى گفتار در اين محفل به نحو كامل و تمام وجود داشت ؟ ليكن هنوز سيّد وارد محفل نشده بود كه روح انقلابى او طغيان كرد و شروع به حمله و هجوم نمود و با خطبههاى متوالى از اين سازمان هم انتقاد كرد و بدان جهت از اين محفل خشمناك شد كه احساس كرد اعضاى آن نمىخواهند در سياست وارد شوند و بحث كنند كه گفت : « اولين چيزى كه مرا براى اقدام و عمل و شركت در سازمان احرار تشويق كرد ، عنوان بزرگ و ارزشمند : آزادى ، برادرى ، برابرى بود و اينكه گفتند : هدف اين محفل ، حفظ منفعت انسان و كوشش و تلاش در راه فرو ريختن كاخهاى ظالم و برافراشتن پرچم عدالت مطلق است . . . من منتظر بودم كه در مصر هر چيز عجيب و غريبى را بشنوم و ببينم ، ولى خيال نمىكردم كه ترس از ميان دو استوانهء محافل فراماسونى نفوذ كرده باشد . حالا بايد بگويم ، اگر فراماسونى در سياست جهان مداخله نكند - در صورتى كه هر بنا و معمار آزادى در آن عضويت دارد - و اگر آلات و ابزار بنايى كه در دست آنهاست ، براى نابود كردن بناى كهنه ، و بالا بردن معالم آزادى صحيح و برادرى صحيح به كار برده نشود ، و اگر كاخهاى ظلم و تجاوز و تعدّى كوبيده نشود ، در آن صورت نبايد در دست احرار كلنگ و تبرى باشد و نه در بناى آنها